آیا تبلیغتان را متوقف کردید؟
روزهای بحرانی و تبلیغات
چطور صدایتان را به گوش بازار میرسانید؟
صدای ساکت در بحران
باید به بازار بگویید که در کنارشان میمانید.
اگر فردی بستهای کتاب را خریداری کرده و بعد از آغاز جنگ شرایط ارسال بسته را ندارید:
- با مشتری تماس بگیرید و اطلاع دهید.
- برای ادامهی ارتباطتان پیام دهید و کانال یا شبکهای را معرفی کنید.
زدن بیلبورد و ساختن تیزرهای پرهزینه را رها کنید.
کافیست نمونهای از تبلیغات را در خیابانهای ایران ببینید، صدایی که ماندگار میشود در جهان و پیامش را شفاف به دشمنان و مردم جهان میرساند.
این گردهمی مردمی خودجوش، این روزها تبلیغی پرقدرت است که همدلی را نشانه گرفته.

تبلیغات جنگی، مانند شرایط روزهای جنگی، کمهزینه اما تاثیرگذارتر است.
تبلیغ جنگی، یعنی انجام فوریتها برای نیاز مشتریان.
مکان سوم کجاست؟
جایی است بین خانه و مکانهای رسمی. نمونهی آن کافیشاپها، اماکن برگذاری کنسرت، است.
هدف مکان سوم گردآوری افراد است برای تعامل و تجربهی ملموس.
ایجاد چنین حس و تجربهای میتواند حضوری و یا آنلاین انجام شود.
برتراند راسل میگوید:
«هر فرد، در جامعهی ما، برای سود مالی کار میکند، ولی هدف اجتماعی کار وی در گرو مصرف چیزی است که او تولید میکند. همین جدایی بین فرد و هدف اجتماعی تولید است که فکر کردن درست را، در دنیایی که سودجویی نیروی محرکهی صنعت است، برای آدم دشوار میسازد. چه بسیار به تولید میاندیشیم و چه کم به مصرف. نتیجه اینکه اهمیتی بس ناچیز به خوشیها و شادیهای سادهی زندگی میدهیم، و اینکه تولید را بر مبنای احساس خرسندی حاصل برای مصرفکنننده نمیسنجیم.»
میتوان اینطور از این جملهی راسل فهمید که مصرف محصولات و خدمات باید همراه با لذت و خوشی شود که بیشتر تولیدکنندهها آن را نادیده میگیرند.
بخش دیگر مورد توجه جدایی بین فرد و اجتماع است و چیزی که سبب این امر میگردد سودجویی صنعتهاست.
در روزهای جنگی و بحرانی بیشترین نیاز، مراقبت و امنیت روانی است.
اگر میخاهید پس از این روزها در قلب و ذهن افراد بمانید پویشها و رویدادهایی فراهم کنید برای تجربهی ملموس. این روش نفوذ عمیقی میگذارد بین ارتباط شما با مشتریان و تصویری که از برندتان به جا میماند.
در روزهای جنگی و بحرانی بیشترین نیاز، مراقبت و امنیت روانی است.
اگر میخاهید پس از این روزها در قلب و ذهن افراد بمانید پویشها و رویدادهایی فراهم کنید برای تجربهی ملموس. این روش نفوذ عمیقی میگذارد بین ارتباط شما با مشتریان و تصویری که از برندتان به جا میماند.
رسانهی اجتماعی را برای خردهلحظههای جامعهمحور به کار گیرید.
ویدئوهای سفارشی و کوتاه برای تجربهی تخصصیتر.
اگر میخاهید سیستم ایمنی ارتباطتان را تقویت کنید، تمرکز روی تجربهی غوطهورانه و شخصی افراد بگذارید.
پیامهای شخصی مانند حس لامسه منحصر به فرد است و تا مدتهای طولانی میماند.
اگر از تبلیغ جنگی میگوییم، یعنی ایجاد تجربه به جای تبلیغ گزاف و بیهوده در کوتاهترین زمان با منابع ممکن.
این یادداشت به مناسبت روزهای بحرانیست که در آن به سر میبریم، فراموش نکنید که تبلیغ یعنی رساندن پیامتان به بازار، بعضیها گمان میکنند تبلیغ، کارش فروش است، در حالیکه در روزگار معاصر رساندن پیام تحرکی بر پیرامون تعامل و تجربه است.
همانطور که موشک در کمترین زمان و با سرعت بالا هدفی مشخص را نقطهزنی میکند، شما هم در دوران جنگ و بحران نیاز به پیامهای نقطهزن دارید.
البته اگر کتاب نسل ششم بازاریابی را بخانید خاهید دید که تمرکز بر جامعهمحوری و مکان سوم و تجربه غوطهورانه، یک مزیت بازاریابی در آینده است و به آن فرابازاریابی میگویند.پیشنهاد میکنم کتابی را که نام بردم بخانید.




آخرین نظرات: