چطور تبلیغات سبب افزایش درآمد می‌شود؟

چطور تبلیغات سبب افزایش درآمد می‌شود؟

چطور تبلیغات سبب افزایش درآمد می‌شود؟

در کلاس «نویسندگی» یکی از بچه‌ها پرسید؟ «چطور پولدارتر شیم؟»
استاد گفت: در هر کاری باید «ارزش آفرینی» کرد و سپس از پنج مهارت گفت:
اولین و مهم‌ترین آنها: تبلیغ یا معرفی کسب‌وکار و خودمان بود.

خیلی از مشتریان «زازاکپی» می‌دانند که حتا پیش از آغاز کسب‌وکارشان نیاز به تبلیغ دارند اما مشکل دیگری دارند:
یکی از مشتری‌های اخیرم در مشاوره گفت: «با وجود زدن چند بیلبورد و گذاشتن محتوا در اینستا و پخش کارت ویزیت و آگهی در دیوار، فروشش چندان افزایش نیافته.»
پاسخ اینجاست که بازار از تبلیغات سنتی و پرزرق‌وبرق دست کشیده، زیرا با وجود مسیرهای متفاوتی که فناوری و اینترنت ایجاد کرده این مشتریست که آگاهانه انتخاب می‌کند به چه تبلیغ و محتوایی در کدام شبکه توجه کند و کدام را حذف.

«مارک شاو» در کتاب کپی‌رایتینگ می‌گوید: «تنها کافی نیست که کمپین‌های رسانه‌ای گران‌قیمت راه‌اندازی کنیم یا با حضوری پررنگ انتظار نتایج درخشان داشته‌ باشیم‌. اگر مشتری به شما توجه نکند یا به پیام شما علاقه‌ای نداشته باشد، پاسخ خوبی نخاهید گرفت. ابتدا باید بهترین راه را برای دست‌یابی به توجه مردم انتخاب کنید، حال چه با پیام‌هایی که بر فراز آسمان به نمایش درمی‌آیند چه ارسال پیامک به گوشی خریدارانی که از جلوی فروشگاه شما می‌گذرند. نکته‌ی مهم بعدی این است که تمامی پیام‌های ارسالی شما باید هدف‌گذاری شده، متناسب و برانگیزاننده باشند. برای این هدف به متنی فوق‌العاده نیاز دارید.»

پنج‌ اصل طلایی برای نوشتن متنی فوق‌العاده:

شناخت طبیعت حقیقی مخاطب

«طبیعت حقیقی مخاطبان» متن پیام اصلی را شکل می‌دهد.
طبیعتی که شامل شناخت مزاج‌های دمدمی در خرید، تصمیم‌گیری، و استفاده از محصول و خدمات است. اگر بدانید مخاطب روی چه چیزی حساس است، می‌توانید پیامتان را مطابق آن در الویت قرار دهید.

استفاده از لحن مناسب

«چطوری با دیگران گفتگو می‌کنند. لهجه، ضرب‌المثل‌های قومی، فیلم و موسیقی که علاقه دارند.‌»
لحنی که برای مهندس تکنولوژی انتخاب می‌کنید باید رسمی و شفاف باشد و با سند و نمودار و تصاویر معتبر شود.

پرونده‌سازی

تیمی را در نظر بگیرید برای تحقیق درباره‌ی مخاطبانتان از نظر جغرافیایی و اقتصادی و جنسیت و فرهنگ و‌ حتا جزئیات دیگر و آنها را در پرونده‌ای مستند کنید.

چگونگی نوشتن متن‌

به «خب که چه» پاسخ دهید:
به آنها بگویید چرا باید به شما توجه کنند.
درباره‌ی یکی از مزیت‌ها یا وعده‌‌ای که عمل می‌کنید، بگویید.
تمام تلاشتان بر‌این باشد که ابتدا مخاطب را جذب کنید و سپس لینک یا شماره‌ی تماسی بگذارید برای دادن اطلاعات بیشتر.
می‌توانید از آنها بخاهید برای مشاوره تماس بگیرند یا محتوایی را بینند.
(خاندن مقاله‌‌ای در سایت، دیدن ویدئویی در تلگرام یا یوتیوب.)
مثال: اگر در کانالی تصویری گذاشتید درباره‌ی برنج قهوه‌ای و در آن نوشتید: «با خوردن برنج قهوه‌ای وزنتان را کاهش دهید.»
می‌توانید در پایین صفحه لینک مقاله یا ویدئویی را بگذارید و بخاهید مخاطب روی آن کلیک کند تا درباره‌ی برنج قهوه‌ای بیشتر بداند.

طراحی متناسب

وقتی شناخت کافی درباره‌ی مخاطب داشته باشید، می‌توانید بستر مناسب ارتباطی را تشخیص دهید.
اگر هم‌زمان از چند روش بازاریابی و تبلیغ و شبکه‌سازی استفاده می‌کنید، با توجه به ویژگی‌های خاص هر‌کدام باید طراحی مناسب را در نظر بگیرید برای رساندن پیام.
معمولن سایت مکانی برای گذاشتن مقاله و ویدئو است و حتا کاتالوگ‌های دیجیتالی.
یوتیوب بیشتر جایگاه ویدئوی آموزشی است.
در تبلیغ‌های محیطی تصویر جذاب و متنی برانگیزاننده و کوتاه نیاز است.
البته باید از ایده‌های خلاقانه در هر کدام از کانال‌های تبلیغات و بازاریابی بهره جست به شرط آنکه پیام گم نشود.

 

ویدئو مرتبط

 

مکمل محتوایی:

این را از استار‌باکس الهام گرفتم: «کاری کنید که نامتان از جغرافیای ملی خارج شود و سیطره‌ی جهانی بیابد. و این دستاورد بدون احترام به مشتری، آموزش فروشندگان و کیفیت خدمات و محصولات شدنی نیست.»

خدمت‌نامه: ببینید چه خوش‌خدمتی می‌توانید انجام دهید و آن را به صورت مانیفستی درآورید.

نظامی می‌گوید:
نیست بر مردم صاحب‌نظر
خدمتی از عهد پسندیده‌تر

پچ‌پچ بازار

مخاطبانتان و مشتریان را به عطسه‌کننده‌ی کسب‌وکارتان بدل کنید تا پیام شما را رایگان پخش کنند.

نظافت‌چی باشید

از گفتن و انجام کارهای بی‌اثر و اضافه بپرهیزید. همیشه آن یک چیز بیشتر از هزاران چیز توجه‌ها را جلب می‌کند.

قصه‌سرایی

یکی بود، یکی نبود. گرد‌آوری کنید تجربه‌های ملموس و عینی را از خودتان و مشتریان.
گاهی لازم است تجربه‌هایتان کتابی شود برای برندسازی و توسعه آینده‌ی تیم‌تان.
توی همین روزهای جنگی در کلاس کسب‌وکار، یکی از افراد کلاس گفت: «کارمون به عایق صدا مربوط میشه. یکی از مشتری‌های تهرانی‌مون تماس گرفت و گفت: «توی جنگ موج انفجار خونم و وسایلش رو خراب کرد به جز اتاقی که شما عایق صوتی کرده بودین، حتا مجسمه‌هاش نیفتادن، ممنون از کار عالیتون.»
آیا این همان قصه‌ی برند نیست، من اگر جای آنها بودم، این موقعیت را از دست نمی‌دادم، مثل برند ساب‌وی در ساندویج که اتفاقی یکی از مشتریانش با خوردن ساندویج بوقلمون آنها وزن زیادی را کاهش داده بود.
آنها اتفاقی یکی از مصاحبه‌های این فرد را دیدند و سپس به قصه‌ای خوب بدل کردند که به فروش و محبوبیت‌شان افزود.

حق انتخاب مشتری در انتخاب برندها و توجه به پیام‌ها افزایش یافته، این چیزیست که باید روی آن تمرکز کرد و پیامی متمایز برایش تدارک دید.

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط