امروز که این یادداشت را مینویسم، هفتمین روز از جنگ ایران با اسرائیل و آمریکا است.
با اینکه هفت روز است که رگباری از خبرها را از رسانهها و افراد مختلف دریافت میکنیم، وقتی وارد خیابان و بازار شهرم همدان میشوم، چیزی که مشاهده میکنم، این است: «زندگی ادامه دارد.»
بعضی از مردم با تمام فشارهای روحی و روانی خودشان را برای سال نو آماده میکنند.
این آمادگی به شکلهای گوناگون است: خرید لباس و خوراکی تا خانه تکانی.
این نشان دهندهی این است که انسان در هر شرایطی بیش از اینکه بخاهد بایستد و تماشاگر باشد، بازیگر این صحنه است.
بهترین بودن را باید با برترین بودن اشتباه نگرفت
اگر فردی با وجود منابع و اختیاراتی که دارد، بتواند مدیریت مناسبی در فرآیندهایش ایجاد کند، فارق از هر نتیجهای میتوان گفت او بهترین بازی را کرده.
درست مانند مسابقهای که شرکتکنندهاش تا آخرین توان از مهارتهای فکری و فیزیکیاش بهره میبرد و هیچوقت میدان مسابقه را ترک نمیکند حتا اگر نتیجهاش شکست باشد.
زمانی که هیچ کنترلی به وضعیت بیرونی نداریم، باید این پرسش را از خودمان کنیم:
- چطور میتوانم در صحنه بهترین بازی را کنم؟
- برگهای را جلوی دستتان بگذارید و آزادانه بنویسید در موقعیت فعلی چه چیزهایی هنوز در اختیار شماست؟
این چیزها میتواند: ارتباطها، منابع مادی و مالی، تواناییهای فکری و فیزیکی، مهارتها و زمان شما باشد.
بعد از نوشتن بهتر است تمرکز کنید و آنها را ویرایش کنید.
در این مرحله با بازبینی و واقعبینی ببینید کدام برایتان کار میکند و در سریعترین زمان میتوانید آن را عملی کنید.
در مرحلهی بعدی برای هر کدام جداگانه زیرشاخههای وابستهاش را بنویسید.
آخرین قدم این است که الویتبندی کنید و زمان اجرایی آن را دقیق بنویسید.
(شاید در این مرحله تردید کنید و بگویید اگر اتفاقی افتاد چه؟ سناریوچینی و زمانها و روشهای جایگزین میتواند به شما کمک کند.)
این یادداشت کوتاه فقط برای همدلی با شما بود، در اینجا چندین لینک آمده که میتواند در جهت تکمیل این موضوع باشد.




آخرین نظرات: