چطور در شرایط بحرانی با مشتری ارتباط بگیرم؟
لحظهای تمرکز کنید و به این پرسش پاسخ دهید: «زمانی که کرونا سایهاش را بر جهان انداخت چه بلایی سر کسبوکارتان آمد؟»
پاسختان هر چه است، احتمالن امروز راحتتر میتوانید آن را بیان کنید.
اما بیایید لحظهای سوار ماشین زمان شوید و به زمستانی برگردید که یکباره در شبکههای سراسر جهان خبر شیوع کرونا اعلام شد.
- چه چیزهایی را حس کردید؟
- چه تصمیم و رفتاری انجام دادید؟
- بعد از اینکه چندماهی از وجود کرونا گذشت چه تغییراتی در سبک زندگیتان ایجاد شد؟
اکنون که این یادداشت را مینویسم در زمستان ۱۴۰۴ هستیم. مسائل غمانگیز و تاسفباری در کشور اتفاق افتاد و نگران جنگی هستیم که احتمال دارد اتفاق بیفتد.
چند هفته پیش تمام شبکههای دسترسی به مخاطبان و مشتریان را از دست دادیم و حالا چند روزیست که دوباره اینترنت وصل شده.
در شرایط ابهام به سر میبریم و قدرت پیشبینی اینکه قرار است چه رخدادی بیفتد نیستیم. (شرایط هشدار)
شاید دوباره به هر دلیلی اینترنت قطع شود.
در زمان کرونا کمکم یاد گرفتید که چطور به زندگی و کسبوکارتان ادامه دهید.
امروز از پاسخها و راهحلهایی که آنروزها کشف کردید رضایت دارید.
خیلی از تغییراتی که آن زمان در کسبوکار و زندگیتان شکل گرفت، هنوز پابرجاست و باعث شد موفقتر عمل کنید.
شما توانستید از دل بحرانها رشد کنید.
امروز چه، آیا میتوانید؟
میدانم که این یکی از جهاتی با کرونا متفاوت است، در آن دوران معلوم بود با چه مشکلی روبهرو بودید و امروز نمیدانید در هر لحظه قرار است چه اتفاقاتی رخ دهد.
اما شباهتهای زیادی هم بینشان وجود دارد، نگرانی برای اقتصاد، امنیت، خانواده.
در شرایط روحی مناسبی قرار ندارید. سردرگمی بیش از هر چیزی آزارتان میدهد.
میخاهید متوقف شوید تا شرایط به تعادل برسد، اما تا چه زمانی؟ آیا میدانید چه وقتی همه چیز به حالت عادی برمیگردد؟
بیایید کمی مکث کنید. بیشتر شما روی آورده بودید به کسب درآمد اینترنتی و از این روش با مشتریان ارتباط میگرفتید.
متاسفانه با وجود همدردی که با جامعه دارید نمیتوانید کسبوکارتان را تعطیل کنید. میدانید که نفس کشیدن در این روزگار هزینهبر است.
از طرفی از قضاوت دیگران میترسید. پیش از قطعی اینترنت هم مخاطبانی میآمدند و درخاست میکردند که محتوایی تولید نکنید و به جای آن صدای آنها شوید.
به نظرتان چه اتفاقی میافتد برای کسبوکاری که وارد بازی شود؟
به جای پاسخ به این پرسش بهتر است بروید و جستجویی کنید در مورد «کریستین دیور»، فردی که در دوران جنگ جهانی دوم و در پایان آن، برند «دیور» را بنیانگذاری کرد.
شرایط مناسبی نبود، خاهر کریستین که در گروه مقاومت فرانسه بود توسط آلمانیها دستگیر شده بود. هیچ خبری از او نداشتند. کریستین خودش را به خاطر این پیشآمد سرزنش میکرد. اما در همین لحظات بود که تصمیم گرفت برند خودش را بنا کند. آغاز تحول کسبوکارش زمانی شکل گرفت که جنگ داشت پایان میگرفت و وضعیت عادی نبود.
مسئله این است که خیلی از بحرانهایی که در آن میافتید، کنترلشان از دستتان خارج است.
تنها بر بخش کوچکی میتوانید تسلط داشته باشید، جایی که متعلق به رفتار و تصمیمی است که میگیرید.
باید بدبینانهترین سناریو را در نظر بگیرید و بپرسید: «در این شرایط بهترین تصمیم چیست؟»
منطقی باشید و به تصمیماتی فکر کنید که میتوانند سریع اجرا شوند.
کسبوکارتان را شبیه بازی فوتبال ببینید. در حالیکه که شرایط خوب است به یکباره یکی از بازیکنان پاهایش آسیب میبیند، یا هوا بارانی میشود، داور قضاوت نادرست میکند، آیا بازی را متوقف میکنید؟
حرکت، این تنها چیزیست که شما میتوانید انجامش دهید. فقط تصمیم بگیرید: چطور باید حرکت کنم؟
بیایید بحران کرونا و بحران امروز را با هم مقایسه کنید:
درست است بحران کرونا پس از مدتی عادی شد و برایش سبک ساخته شد.
اما در روزهای آغازین هیچکس نمیدانست با چه چیزی روبهرو است و چه مدت زمانی میکشد تا به روزهای عادی برگردد.
همهی مغازهها و مسجدها خالی از مردم شدن. بیماری همهگیر نیاز به قرنطینه داشت.
باید پروتکلهایی رعایت میشد.
مردم از تجمع کنار هم وحشت داشتند. یادم است اولین نوروزی بود که هیچ دیدوبازدیدی نداشت.
ماسک و ضدعفونی کننده شده بود بخش ضروری مردم.
اخبار هر روز تعداد از دست رفتگان بر اثر ویروس کرونا را منتشر میکرد. (روزهای اول شبیه این بود که شهابسنگی افتاده بود روی سیارهی زمین و مردم را دچار هراس کرده بود.)
کسبوکارها پس از اینکه دیدن نمیتوانند فعالیت کنند، چه اقدامی کردند؟
خیلیها شکست خوردند، اما بعضیها به راههای ارتباطی دیگر با مشتری دست یافتند.
شبکههای اینترنتی شلوغتر شدند و مردم یاد گرفتند که میتوانند با دادن پیام و یا کلیک کردن خرید کنند.
با اینکه مردم نمیتوانستند یکدیگر را حضوری ببینند ارتباطها گستردهتر شد.
خیلی از شرکتها با دورکاری از طریق اینترنت به مسیرشان ادامه دادند.
از دل بحران کرونا خیلی از سبکهای نادرست زیستن تغییر یافت.
حالا بر عکس کرونا، شرایط با ثباتی ندارند اینترنتها، این شرایط جهانی نیست و فقط در کشور ماست.
همانطور که تهدید کرونا به فرصت بدل شد برای خیلی از کسبوکارها و سبک زندگی مردم، الان هم اگر تصمیمهای درستی بگیرید، احتمالن بتوانید بعد از عبور بحرانها فرصتهایی به دست آورید.
در کرونا شما به دنیای اینترنتی سفر کردید و امروز نیاز است در شرایط ناپایدار برای ارتباط با مشتریان به مسیرهای ارتباطی با ثباتتر دسترسی یابید.
مثلن سایتی با دامنهی ایرانی بزنید و یا اگر دارید آن را ارتقا دهید و ترویجش کنید.
گرفتن اطلاعات مشتری از پیش به شما میتواند در شرایط نبود دسترسی به مشتری کمک کند. (پایگاه دادههای مشتری)
رویدادهای حضوری، میتواند صمیمیت و دلگرمی بیشتری ایجاد کند.
گاهی نیاز میشود مثل قدیم از نامهرسانی استفاده کنید، چه اشکالی دارد شاید ارتباط گرمتری با مشتری شکل گرفت و سردی فضای اینترنتی از میان رفت. (در بازاریابی نسل ششم به خصوصیسازی ارتباطها اشاره میشود.)
شرایط بحران نیاز به تصمیمهای درست و سریع دارد. چه جنگ شود و چه جنگ نشود، چه ویروس باشد چه نباشد، باید بدانید زندگی در این جهان مانند داستانی است که هر لحظه احتمال دارد حادثهای روزهای عادیاش را بههم بریزد.
همیشه چندین روش جایگزین ارتباطی داشته باشید و بدانید که نیاز است گاهی ترکیبی از بازاریابی مدرن و سنتی انجام دهید.
در تکامل روانشناسی متوجه میشوید که انسان و تمام موجودات خیلی از تواناییهایشان با توجه به محیطی که در آن قرار گرفتند تکامل یافته.
این نشان دهندهی این است که انسان میتواند در هر شرایطی مهارتها و تواناییهای روحی و جسمیاش را بر اساس شرایط تغییر دهد.
اگر صبح برخیزید و ببینید که زلزله آمده و خیلی جاها ویران شده و افرادی از بین رفتند، احتمالن در حالت شوک قرار میگیرید. اما بعد از دو روز اولین حس شما گرسنگی و تشنگی و فرار از سرما یا گرمای شدید است.
همین که نفس میکشید یعنی زندهاید و موجود زنده نیاز به بقا و حرکت دارد.




آخرین نظرات: